تبلیغات
فقط 313 نفر؟ - آفتاب در شب
فقط 313 نفر؟
چگونگی تسخیر جهان با یاران كم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : روح اله زارع
نویسندگان
نظرسنجی
با سلام، نظر خود را درمورد مطالب این وبلاگ با انتخاب یکی از گزینه ها بیان کنید. با تشکر






قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

آفتاب در شب

 

 

آفتاب در شب

 

در زمان علامه حلّی، یکی از مخالفان مکتب اهل بیت، کتابی در ردّ مذهب شیعه نوشته بود و در مجالس عمومی و

خصوصی خویش از آن بهره می‌گرفت و افراد زیادی را نسبت به طریقة شیعه، بدبین و گمراه می‌نمود. از طرفی، کتاب را در اختیار کسی نمی‌گذاشت، تا مبادا به دست دانشمندان شیعه بیفتد و جوابی بر آن بنویسند و یا ایرادی وارد کنند.

علامه حلّی، با آن عظمت قدر و جلال علمی، به دنبال راهی برای به دست آوردن آن کتاب، به گونه‌ای ناشناس به مجلس درس آن مخالف می‌رود و برای حفظ ظاهر، خود را شاگرد او معرفی می‌کند و بعد از مدتی، علاقه و رابطه استاد و شاگردی را بهانه می‌کند و تقاضای دریافت آن کتاب را می‌نماید.

آن شخص، در یک حالت عاطفی قرار می‌گیرد و چون نمی‌تواند دست رد بر سینه شاگرد ممتاز خود بزند، لاجرم می‌گوید: «من نذر کرده‌ام که کتاب را جز یک شب به کسی واگذار نکنم.»

علامه به ناچار می‌پذیرد و همان یک شب را غنیمت می‌شمرد و از همان آغاز شب، با یک دنیا شعف و خرسندی به رونویسی آن کتاب قطور می‌پردازد!!

نظر او این بود که ابتدا هر قدر می‌تواند، از آن کتاب یادداشت کند و سپس در فرصتی مناسب به پاسخش اقدام نماید.

اما همین که شب به نیمه رسید، چشم‌های علامه سنگین می‌شود و او را خواب فرا می‌گیرد. در همین هنگام ناگاه میهمان جلیل‌القدری داخل اتاق او می‌شود و با او هم سخن می‌گردد و پس از صحبت‌هایی می‌فرماید:

«علامه، بسیار خسته شده‌ای، اکنون تو بخواب و نوشتن را به من واگذار.»

علامه حلی، بی‌چون و چرا اطاعت می‌کند و به خواب عمیقی فرو می‌رود. وقتی از خواب بر می‌خیزد، از میهمان نورانی‌اش اثری نمی‌بیند و چون سراغ نوشته‌هایش می‌رود،‌ کتاب را می‌بیند که به صورت تمام و کمال نوشته شده است و در پایان آن نقشی را به عنوان امضاء، چنین مشاهده می‌کند:

«کتبهُ الحجّه» یعنی، حجت خدا آن را نگاشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 24 دی 1389
سه شنبه 6 تیر 1396 03:53 ق.ظ
You can certainly see your enthusiasm in the work
you write. The sector hopes for even more passionate writers like you who aren't afraid to mention how they believe.
All the time go after your heart.
دوشنبه 5 تیر 1396 02:58 ق.ظ
What's up i am kavin, its my first time to commenting anywhere, when i read this article i thought i could also make comment due to this
sensible article.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:50 ب.ظ
Hi, i think that i noticed you visited my blog thus i came to go back the favor?.I am trying to to find things
to improve my site!I guess its adequate to use some of your ideas!!
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 02:48 ق.ظ
Hiya very nice website!! Guy .. Excellent .. Superb ..
I'll bookmark your website and take the feeds also?
I'm happy to find a lot of useful information here in the post,
we'd like work out more techniques in this regard, thanks for sharing.
. . . . .
جمعه 11 فروردین 1396 11:43 ب.ظ
I needed to thank you for this fantastic read!! I definitely loved every bit of it.
I have you book marked to check out new stuff you post…
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
110